تبليغاتX
آینده گیلان

آه ندای عزیز من

کیانند اینان

پنهان بر پنجره ها، بام ها

کیانند اینان در تاریکی/که با صدای پرنده ی خانگی/پارس می کنند...

صید حلال/برای دخترم ندا آقا سلطان -برگرفته از وبلاگ شمس لنگرودی

دخترم

سنت شان بود/زنده به گورت کنند/تو کشته شدی

ملتی زنده به گور می شود. 

ببین که چه آرام سر بر بالش می گذارد/او که پول مرگ تو را گرفته/شام حلال می خورد./تو فقط ایستاد ه بودی

و خوشدلانه نگاه می کردی/که به خانه ات بر گردی/اما دیگر اتاق کوچک خود را نخواهی دید دخترم/و خیل خیال های خوش آینده/بر در و دیوارش پرپر می زنند.

 تو مثل مرغ حلالی به دام افتادی/مرغی حیران/که مضطربانه چهره ی صیادش را جستجو می کند/تو به دام افتادی/همچون خوشه ی انگوری /که لگدکوب شد/و بدل به شراب حرام می شود.

 کیانند اینان/پنهان بر پنجره ها، بام ها/کیانند اینان در تاریکی/که با صدای پرنده ی خانگی

پارس می کنند.

 کشتندت دخترم/کشتندت/تا یک تن کم شود/اما تو چگونه این همه تکثیر می شوی.

 آه ندای عزیز من

گل سرخی که بر گلوی تو روییده بود/باز شد/گسترده شد/و نقشه ی ایران را در ترنم گلبرگ هایش فرو پوشانید/و اینانی که ندا داده اند

                        بلبلانند

میلیون ها تن که گرد گلی نشسته/  و نام تو را می خوانند.

یعنی ممکن است صداشان را که برای تو آواز می خوانند نشنوی/یعنی پنجره ات را بستند که صدای پیروزی خود را هم نشنوی/ببین که چه آرام سر بر بالش می گذارد/او که صید حلال می خورد. 1/4/1388

نوشته شده توسط حسن احمدپور در ساعت 11:51 | لینک  | 

تنها می گویم :میرحسین را دریابید،به یاریش بشتابیم

او براستی که همچون باران ،آهسته آهسته می بارد و سیراب می کند زمین خشک این زمانه را

او را دریابید-او را دریابید

او از ایران می گوید-از ایران

او از انسان می گوید-از انسان

او را دریابید

بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوستای آفتاب حسن برون آ دمی ز ابربشنیدم از هوای تو آواز طبل بازگفتی ز ناز بیش مرنجان مرا برووان دفع گفتنت که برو شه به خانه نیستدر دست هر کی هست ز خوبی قراضه​هاستاین نان و آب چرخ چو سیل​ست بی​وفایعقوب وار وااسفاها همی​زنموالله که شهر بی​تو مرا حبس می​شودزین همرهان سست عناصر دلم گرفتجانم ملول گشت ز فرعون و ظلم اوزین خلق پرشکایت گریان شدم ملولگویاترم ز بلبل اما ز رشک عامدی شیخ با چراغ همی​گشت گرد شهرگفتند یافت می​نشود جسته​ایم ماهر چند مفلسم نپذیرم عقیق خردپنهان ز دیده​ها و همه دیده​ها از اوستخود کار من گذشت ز هر آرزو و آزگوشم شنید قصه ایمان و مست شدیک دست جام باده و یک دست جعد یارمی​گوید آن رباب که مردم ز انتظارمن هم رباب عشقم و عشقم ربابی​ستباقی این غزل را ای مطرب ظریفبنمای شمس مفخر تبریز رو ز شرق بگشای لب که قند فراوانم آرزوستکان چهره مشعشع تابانم آرزوستباز آمدم که ساعد سلطانم آرزوستآن گفتنت که بیش مرنجانم آرزوستوان ناز و باز و تندی دربانم آرزوستآن معدن ملاحت و آن کانم آرزوستمن ماهیم نهنگم عمانم آرزوستدیدار خوب یوسف کنعانم آرزوستآوارگی و کوه و بیابانم آرزوستشیر خدا و رستم دستانم آرزوستآن نور روی موسی عمرانم آرزوستآن​های هوی و نعره مستانم آرزوستمهرست بر دهانم و افغانم آرزوستکز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوستگفت آنک یافت می​نشود آنم آرزوستکان عقیق نادر ارزانم آرزوستآن آشکار صنعت پنهانم آرزوستاز کان و از مکان پی ارکانم آرزوستکو قسم چشم صورت ایمانم آرزوسترقصی چنین میانه میدانم آرزوستدست و کنار و زخمه عثمانم آرزوستوان لطف​های زخمه رحمانم آرزوستزین سان همی​شمار که زین سانم آرزوستمن هدهدم حضور سلیمانم آرزوست

نوشته شده توسط حسن احمدپور در ساعت 16:54 | لینک  | 

بخشی از بیانیه(متن کامل در ادامه مطلب)-پایین:

1- اجرایی شدن نجات مرگ زودرس تالاب بین المللی  انزلی و آزاد سازی حریم 60 متر ساحلی دریا از   مستحد ثات و جلوگیری از قاچاق ماسه از ساحل دریا و جلوگیری از تخریب آن.

2-الویت به طرحهای زیست محیطی برای نجات استان از وضعیت رو به وخامت پسماند های جامد خانگی، بیمارستانی و خطرناک از طریق جمع آوری صحیح و ایجاد کارخانه های مکفی بازیافت

3-با توجه به آلودگی شدید منابع آبهای سطحی(رودخانه ها،تالاب ها،دریا) و آبهای زیر زمینی، اجرای سریع شبکه جمع آوری و تصفیه  فاضلاب .

4-اختصاص بودجه کافی برای کاهش استفاده از سموم و کود شیمیایی در تولید محصولات کشاورزی که سلامت شهروندان را با تهدید مواجه نموده است

5-با توجه به فرسایش شدید خاکهای مرغوب منطقه و اثرات بسیار سوء آن  بر منابع طبیعی و اقتصادی و اجتماعی ،برنامه هماهنگ ورسیدگی عاجل ضروریست. .

6-توجه ویژه به صنعت گردشگری و کشاورزی برای استانهای شمالی به ویژه گیلان  به لحاظ شکننده بودن وضعیت زیست محیطی آن.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط حسن احمدپور در ساعت 19:6 | لینک  | 

 ۲ اردیبهشت برابر۲۲ آوریل، از سال 1969،به پیشنهاد جان مک مونل فرزند یک مبلغ دینی مستقل و دلبسته دین، علم و صلح، به نام روز زمین نامگذاری شد.

و کشورهای دانش مدار و پیشرفته ،درین ۴۰ سال ،براستی به محیط زیست و طبیعت خود رسیدگی و نگهداری نمودند و بجای شعار و سخن راندن -دست بکار شدند و از کودکستان تا بالاترین جایگاه ،اولویت را به محیط زیست دادند و نتیجه هم گرفتند و امروز سلامت و زیبایی و پیشرفت همه جانبه را در کشور خود و برای مردمانش می بینند.

اما در سرزمین ما باژگون رفتیم و در گیلان بدتر-مانند همیشه

برای اینکه بدانیم چه برگیلان می رود بد نیست به بیانیه شبکه سبز گیلان به مناسبت روز زمین صادر شده (اینجا)،نگاهی ژرف و خوب بیاندازیم،تا ببینیم بر ما چه میشود

از جمله:

۱-چرا آلوده ترین رودخانه دنیا در مرکز گیلان است؟و محیط زیست گیلان که قانونا متولی این امر است ،به جای مدیریت و حل کردن مشکل و پذیرفتن ضعف و کم کاری خود ،با فرافکنی و با کمال شگفتی ،مصاحبه می کنند  و از سوی دیگر با پرونده سازی برای منتقدین خود،  دنبال ساکت کردن سازمانهای غیردولتی هستند؟

۲-چرا  گیلان  یکی از بالاترین میزان فرسایش خاک دنیا  را داراست؟و خاکی که هر سانتی مترش چند صده به درازا میکشد تا ایجاد شود ،شسته و به رودخانه ها و تالاب و دریا می ریزد و همه این اکوسیستمها را نابود می کند؟محیط زیست ما کجاست؟

۳-چرا  محیط زیست شهری گیلان بحرانیست ؟سرانه فضای سبز شهرهای گیلان از زاهدان و یزد بیابانی کمتر؟

۴-چرا پساب بیمارستانی که  بیماری و مواد خطرناک شیمیایی در خود دارد، وارد آبهای گیلان میشود؟

۵- چرا این اندازه از سموم شیمیایی که بسیار برای انسان و محیط خطرناک هستند در گیلان بی هیچ ترسی استفاده میشود

-و بسیار نمونه های خطرناک دیگر، که یکی از آنها باعث شرم و خجالت هر مقامی میشود  ولی آنقدر پوست کلفت و میز و مقام دوستیم که انگار نه انگار

-سلامت مردم و محیط، بالاترین مسئله و خط قرمز است نه انتقاد از این وضع و زیر سئوال بردن مدیران

 مدیران باید از خدا بخواهند که از انها انتقاد شود نه مانند محیط زیست گیلان که دنبال بهانه برای پرونده قضایی سازی برای فعالان مردمی محیط زیست گیلان است که این روزها شاهدیم(چرا که راه سازندگی و پیشرفت از سخن گزنده و راستی و  حقیقت تلخ میگذرد نه تملق و چاپلوسی شیرین زبانان )

و چنین  نگاهی ، ولش کن مردم ،بویژه افراد تحصیلکرده،،نان به نرخ روز خوردن و ترس و زبونی و انتقاد نکردن  رسانه ها ، گیلان را به اینجا رساند

و براستی که :از ماست که برماست

 

نوشته شده توسط حسن احمدپور در ساعت 20:33 | لینک  | 

ما هم جایی درین مشارکت جهانی برای نگهداشت بیشتر تنها زمین مان داشته باشیم

- تنها 1 ساعت   چراغ ها خاموش با شمع و گل و پروانه! سر کنیم.

سازمان ملل  متحد از همه ما میخواهد که در "ساعت زمین "  (8:30 تا 9:30 شنبه 28 مارس  برابرهشتم فروردین ) چراغ ها  را خاموش کنند . 

www.earthhour.org

در همین زمینه:

   سبزپرس

  -فصل سبز 

 -چشمهای همیشه بیدارزمین(دماوند)

نوشته شده توسط حسن احمدپور در ساعت 16:6 | لینک  | 

به همه شما دوستان و نیک اندیشان پارسی گوی سراسر دهکده کوچک کره زمین و البته  گیلکان، شاد باش می گویم.

هرجایید ،در هرگاه، هر روزتان نوروز و نوروزتان همیشه با دانایی و دوستی و مهر و سراسر نیکی همراه باد.

نوشته شده توسط حسن احمدپور در ساعت 16:46 | لینک  | 

به دلایلی ،از تنگی مجال گرفته تا نبودن حال و از دست رفتن گاه و جا ،چندتا پست در زمینه زیر را نتوانستم بنویسم
۱-خدمت و خیانت ما وبلاگ نویسان
2-آن خنده و جک هایی که کشورم را تکه تکه کرد
 ۳-از فرار مرغی تا فرار سبزها و مغزها
 4-وبلاگستان ،قهوه خانه نشینی مدرن
5-از سده تا سد تومان یا صد تومان ،سددرسد یا صد در صد
6-چرایی سکته جوانان
7- کشاورزی، شاید وقتی دیگر
 8-فقط احمقها نظرشان را تغییر نمی دهند
۹-

 و چندتا دیگر در  میراث سبز ایران

و برای آینده گیلان خیلی بیشتر

نوشته شده توسط حسن احمدپور در ساعت 8:59 | لینک  | 

۱-پس این مطلب برای شماست. باور کنید پس از استفاده از RSS هرگز نمیتوانید آن را ترک کنید. من در این مطلب بصورت کاملآ ساده و روان جوری که برای همه قابل فهم باشد به توضیح این مبحث میپردازم.اینجا

۲-در یک صفحه قادر خواهید بود همزمان اخبار تمام سایت های مورد علاقه ی خود را بخوانید، هیجان انگیز نیست ؟اینجا

۳-مطمئنا پشیمان نخواهید شد و در آینده از روزی که در آن با فید آشنا شدید به نیکی یاد خواهید کرد...اینجا

۴-امروز اینترنت و وبلاگها سرعت بالاتری می طلبنداینجا

۵-و خلاصه گوگل

بر گرفته از میراث سبز ایران

نوشته شده توسط حسن احمدپور در ساعت 18:10 | لینک  | 

گاهی می بینم دوستان بزرگواری چنان از گیلان توصیف می کنند ،که  توگویی ما گیلان دیگری هم  داریم. شاید منظور آن گیلان دوم است و ما ناآگاهیم  از وجودش .و ما نه در آنجا به دنیا آمدیم، و نه آنجا بزرگ شدیم و به مدرسه رفتیم و در آنجا زیستیم و به اینجا رسیدیم!

آن گیلان 2 کجاست، من نمی دانم .ولی می گویند عروس دنیاست و همه جاش تمیز و سالم و بانظم و پویا،با فرهنگ و آموزش و دانش و پرمهر و سراسر چه و چه و ...

تعصب خوب است، ولی چنانچه از دایره منطق،میانه روی واصولش، فرا رود ،می شود جهل و یا خود را به خواب زدن و نامهای نه چندان خوب دیگر

کار شماری از ما گیلانی ها هم یک کمی و شاید هم بیشتر از کم ،چنین است.و  این ،آنگاه  پرمخاطره میشود که از زبان و اندیشه تصمیم گیران و برنامه ریزان و کسانی که می توانند در سرنوشت استان اثری ولو کوچک بگذارند بتابد و خود مانع توسعه و رشد است

گیلانی که من در آن زندگی می کنم و تااندازه ای ـ اگر شکسته نفسی نکنم کمی بیشتر ـ میشناسم،در عالم واقع(نه تخیل) اگرچه توان و پتانسیل کم نظیری دارد(بالقوه)، اما اکنونش تاسفبار است و ضد توسعه و رشد و سرمایه کش و سرمایه فرارده(سرمایه انسانی و اجتماعی و متخصصان دلسوز گیلانی نه فقط پول و پولدار را سرمایه دیدن)  از هر سو.

از شهرهاش چه مانده؟یک شهر زنده وپویا و با روح و دارای هویت و فرهنگـ - نه حتا برابر تعریف و استاندارد های علمی و بین المللی،در سنجش با بساری از شهرهای ایران و کشورهای همسایه ـ  به من نشان بدهید (به جز ماسوله ،که روستایش می دانند)

شهرهای گیلان، که زمانی دارای بومیت،هویت و فرهنگی و معماری ویژه این سامان و این اقلیم و این تاریخ بود ،امروز به مشتی  ساختمان بتنی و آهن و بدون معماری گیلانی،کوچه های با کمترین سرانه برخورداری از طبیعت و سرزندگی، و خیابانهای بی روح و هویت و پر از ماشین و آلودگی هوا و صدا، جابجا شده ،و تو گویی مردم این شهرها ،مرغ ماشینی هستند و باید به آنها غذایی و جایی داد !

-از کنار بیشتر جوانان که می گذری، از زبانشان اگر فحش و واژه های کمر به پایین ساطع نشود بر این گمانند، شاید بزرگ نشده اند و به بلوغ نرسیده اند و همین جوانان که دیروز، آنگاه که می دیدند خانواده ای از کنارشان میگذرد چه اندازه نگهدار زبان و رفتار خود بودند(آیا آموزش در این گیلان معنی و خروجی داشته؟)

-کودکان هم با سیگار و دود جور دیگر بلوغ خود را به رخ دیگران می کشند (آیا آموزش در این گیلان معنی و خروجی داشته؟)

-چند درسد گیلانیها به گونه ای در گیر اعتیاد خود یا  اطرافیان و حاشیه هاش هستند؟(آیا آموزش  و پیشگیری در این گیلان معنی و خروجی داشته)

-از طبیعت و محیط زیست چه بگوییم ؟ یک رودخانه و تالاب و منبع ابی سالم به من نشان بدهید نامم را عوض می کنم. و مگر نه آب  مایه حیات و زندگی و آبادانی برای هر جاییست

-در کجای کره زمین فاضلاب بیمارستانی که انواع بیماری، عفونت و مواد شیمیایی و بیولوژیک بسیار خطرناک در آن است را روانه رودخانه ها می کنند و از آنجا وارد دریایی که باید هم نعماتش بهره بریم، و هم من و تو و گردشگری که سنگش را به سینه می زنیم در آن شنا کند و از سلامتش لذت برد،و آنگاه که بیمار شدیم دوباره برویم همان بیمارستانی که این بیماری را به ما ارزانی داشته ، البته این بار دیگر هزینه ها ارزان نیست.

- دریای کاسپین (خزر)که یکی از بهترین سواحل دنیا را داراست در چه وضعی است؟ و امروز چنان از آلودگی بی برنامگی ما رنج می برد که بزودی باید تابلوی به آب دریا دست نزنید را هم ببینیم! و ساحلش مورد هجوم تمام عیار و ساخت و ساز

-روستاها و بسیاری از کشاورزان فقیر شده اند و مقروض، و دیگر آن زیبایی و هویت و سلامت پیشین را ندارد و بسوی نابسامانی رفته یا می رود و بسیار بسیار دیگر

 شاخصهای حیاتی و زندگی ساز گیلان بحرانیست و بسان یک بیمار اورژانسی است و نباید بیخودی خودمان را گول بزنیم .چه آنگاه به فکر درمان نخواهیم بود و روزی بیدار میشویم که می بینیم این پیکرگیلان  دوست داشتنی ما، آخرین نفسهای زنده بودن را میکشد و ما مانده ایم و این تعریف و تمجیدهای غیرواقعی و فریبنده و به خواب زننده.

چه پاسخی برای آیندگان داریم؟

امروز گیلان نازنین و این نگین سبز ایران با یک بیماری شدید مواجه است و نه دکتر و طبیب - خبره و دانایی  و در حد و اندازه اش- برایش می بینیم و از آن بدتر، کسانی که به طبابتش و یا مراقبتش اند ،بیش از آنکه، کمک و یارش باشند ، نیش و بارش هستند

*یک نظرسنجی پایین صفحه ،با ۵ گزینه است ،لطفن یکی را انتخاب بفرمایید

 

 

نوشته شده توسط حسن احمدپور در ساعت 16:10 | لینک  | 

۱- ساعت ۷صبح دیروز ،به همراه ۲ دلسوز و پیشکسوت فرهنگی  گیلان، آقای فریدون نوزاد(که متولد ۱۳۰۱هستند و جا دارد از سحرخیزی و پذیرفتن دعوت ما- با حال نامساعدشان-سپاسگزاری  شود) و جناب جکتاجی (مدیر  مسئول محترم نشریه بومی گیله وا)، دیداری با آقای حسینی ،رییس سازمان آموزش و پرورش گیلان داشتیم،تا ببینیم چه برنامه ای برای دبیرستان تاریخی فروغ دارند.

خوشبختانه خطر از بیخ گوش کهن ترین دبیرستان برجای مانده گیلان دور شده و آقای حسینی علاقه  خود را برای پاسداری از این اثر تاریخی نشان دادند و آنچه که جای خوشحالی دارد این امضاها و پیگیری  ما نتیجه بخش بود.

۲-گرفتاریهای گیلان یکی دوتا و سدتا نیست-و مشکل زایی هم بیشتر از سوی بخش دولتی است تا مردم و بخش خصوصی

امروز برابر آگاهی که به ما دادند ،از جای بریدن گسترده درختان در درون محدوده دانشکده کشاورزی دانشگاه آزاد رشت در پیرامون لاکان، که دوری چندانی با اداره کل محترم منابع طبیعی گیلان ندارد! ،به همراه خبرنگار بسیار دلسوز و پرتلاش ایرنا - آقای نظرپور- و یکی از دوستان سخت کوش شبکه سبز- آقای قربانی-،بازدید کردیم .

     

*عکس زیاد گرفتم ولی آپلود کردن انسان را خسته میکند(با این اینترنت).مجال ،حال و مال بالا میخاهد! 

براستی تاسف داشت،دانشگاه که باید الگو و حافظ طبیعت باشد،چنان بلایی به جنگل با درختان کهنسال و تنومند و زیبا آورده، که انسان نمی داند چه بگوید

جنگل بکر و بینهایت زیبا با تنوع زیستی کم نظیر در دنیا(برای شما شگفت آور نیست؟)- چند کیلومتر پاکتراشی با بلدوزر - درختان بلوط- افرا- ممرز و انجیلی(انجیلی Parrotia persica گونه ای است بسیار کمیاب و با ارزش که به درخت آهن Ironwood tree   معروف است که در دنیا  در عصر یخبندان( دوران سوم زمین شناسی) منقرض شده و امروز تنها در همین شمال کشور برجای مانده و برای جهانیان بسیار ارزشمند است- ولی افسوس که ما از سرمایه و ثروت جهانی که در گیلان  داریم نه تنها غافل که کمر به نابودیشان بسته ایم-)

 خدایا به مدیران ما دانایی ده، چرا که به اندازه کافی خوب و سالم و متعهد و ...هستند!

ما چند ساعت درون جنگل بودیم و کمی تیغ و خار هم نوش جان کردیم- ولی جای شما خالی ،پرنده ابیا(کفات) دیدیم- بنفشه بسیار دیدیم و چیدیم و من به خانه آوردم تا به جای چایی ،دم کنم، که ارزش دارویی و غذایی بسیار بالایی دارد

و جای پای گراز و صدای قورباغه شنیدن و مار و موجودات دیگر دیدن برای ما افسوس داشت که خانه و زیستگاه آن موجودات را دانشگاه و اداره کل محترم منابع طبیعی از آنها می گیرد - که گیلان را از این تنوع زیستی و حیات و سرمایه تهی می کنند

در همین ارتباط : 

http://kheyrolkalam.blogfa.com/post-8.aspx

نوشته شده توسط حسن احمدپور در ساعت 0:1 | لینک  |